ترجمه "Conductor" به فارسی
رسانای, راننده, شوفر بهترین ترجمه های "Conductor" به فارسی هستند.
Conductor
-
رسانای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Conductor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
conductor
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
راننده
nounI el timing va ser perfecte per a incorporar conductors al sistema.
اما زمانبندی در نیازشان جهت گرفتن راننده در این سیستم بسیار کامل بود.
-
شوفر
noun
تصاویر با "Conductor"
عباراتی شبیه به "Conductor" با ترجمه به فارسی
-
تانک · کشتی نفت کش
-
رسانای الکتریکی
-
لوژسوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن