ترجمه "Tir" به فارسی

صور, تیراندازی بهترین ترجمه های "Tir" به فارسی هستند.

Tir دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • صور

    proper

    El setge de Tir va durar 13 anys i va causar moltes pèrdues

    محاصرهٔ صور که ۱۳ سال به طول انجامید، پرهزینه بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tir noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • تیراندازی

    noun

عباراتی شبیه به "Tir" با ترجمه به فارسی

  • شاهمرغ بزرگ
  • نواخت تیر
  • بازی تیراندازی
  • گائیدن · گاییدن
  • keshidan · اعزام کردن · انداختن · حمل کردن · صادر کردن · هل دادن · کشیدن
  • جباریت · حاکم مطلق · خودکامه · دیکتاتور · ساستا · ستمگر · سلطان ظالم · ظالم · فرمانروای مطلق
  • kârikâtur · داستان مصور · کارتون
  • تفحص کردن · شیرجه رفتن · فرو رفتن
اضافه کردن

ترجمه های "Tir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه