ترجمه "tirar" به فارسی
keshidan, انداختن, کشیدن بهترین ترجمه های "tirar" به فارسی هستند.
tirar
verb
دستور زبان
-
keshidan
-
انداختن
verb -
کشیدن
verbAquí tinc tires de Velcro, la meva pissarra i el meu rotulador que és bàsicament una caixa de rodet fotogràfic.
این خطوط Velcro است و این تخته ی من است، و این مداد نقاشی کشیدن من، که در واقع یک جعبه ی فیلم است.
-
ترجمه های کمتر
- اعزام کردن
- حمل کردن
- صادر کردن
- هل دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tirar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tirar" با ترجمه به فارسی
-
شاهمرغ بزرگ
-
نواخت تیر
-
بازی تیراندازی
-
گائیدن · گاییدن
-
تیراندازی
-
صور
-
جباریت · حاکم مطلق · خودکامه · دیکتاتور · ساستا · ستمگر · سلطان ظالم · ظالم · فرمانروای مطلق
-
kârikâtur · داستان مصور · کارتون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن