ترجمه "tirant" به فارسی
سردوشی ترجمه "tirant" به فارسی است.
tirant
verb
-
سردوشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tirant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tirant" با ترجمه به فارسی
-
شاهمرغ بزرگ
-
نواخت تیر
-
بازی تیراندازی
-
گائیدن · گاییدن
-
تیراندازی
-
صور
-
keshidan · اعزام کردن · انداختن · حمل کردن · صادر کردن · هل دادن · کشیدن
-
جباریت · حاکم مطلق · خودکامه · دیکتاتور · ساستا · ستمگر · سلطان ظالم · ظالم · فرمانروای مطلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن