ترجمه "bany" به فارسی

حمام, آب تنی, توالت بهترین ترجمه های "bany" به فارسی هستند.

bany noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • حمام

    noun

    habitació destinada a la higiene personal

    Un gat que es banya en un cafè espresso.

    گربه ای که در قهوه ی اسپرسو در حال حمام کردن است.

  • آب تنی

    noun
  • توالت

    noun

    Vols que toqui una mica de música polonesa mentre la portes al bany?

    ميخواي يه موسيقي لهستاني برات بذارم وقتي داري ميبريش به توالت ؟

  • ترجمه های کمتر

    • حمامکردن
    • دستشویی
    • طشت
    • وان حمام
    • پوشش
    • کت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bany " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bany"

عباراتی شبیه به "bany" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bany" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه