ترجمه "banya" به فارسی

شاخ, سرو, شاخگوزنی بهترین ترجمه های "banya" به فارسی هستند.

banya noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    Tres d’ells són arrencats ‘per una altra banya petita’.

    «شاخ کوچک،» سه شاخ دیگر را از ریشه میکند.

  • سرو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banya " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Banya
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخگوزنی

عباراتی شبیه به "banya" با ترجمه به فارسی

  • شاخ گوزن
  • آب تنی کردن · استحمام کردن · حمام گرفتن · پرکردن
  • حمام ترکی
  • لباس شنا · مایو
  • شاخ آفریقا
  • آب تنی · توالت · حمام · حمامکردن · دستشویی · طشت · وان حمام · پوشش · کت
  • آب تنی کردن · استحمام کردن · حمام گرفتن
  • نمک حمّام
اضافه کردن

ترجمه های "banya" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه