ترجمه "car" به فارسی
گران, بدلیل, زیرا بهترین ترجمه های "car" به فارسی هستند.
car
adjective
masculine
دستور زبان
-
گران
adjectivePer aquella època els cotxes eren molt cars i els camins, molt dolents.
در آن دوران، اتومبیل بسیار گران بود و جادهها بسیار نامناسب.
-
بدلیل
conjunction -
زیرا
conjunction4 Tindré misericòrdia de vosaltres, car us he donat el regne.
۴ من بر شما مهربان خواهم بود، زیرا من ملکوت را به شما عطا کرده ام.
-
ترجمه های کمتر
- چون
- چونکه
- برای اینکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " car " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "car" با ترجمه به فارسی
-
طوطی برزیلی صورت قرمز
-
جلو · رخ · رو · روی · صورت · ظاهر · قدرت · وجه (هندسه) · چهره
-
اردک سوتزن صورتسفید
-
اسکلت صورت
-
شیر یا خط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن