ترجمه "cara" به فارسی

چهره, رخ, صورت بهترین ترجمه های "cara" به فارسی هستند.

cara noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • چهره

    noun

    Mireu les cares de les persones que coneixeu.

    به چهره مردمی که با آنها مواجه میشی نگاه کن.

  • رخ

    noun
  • صورت

    noun

    part anterior del cap d’una persona

    Just el que la noia hauria d'haver sigut abans de robar una cara de la sala.

    فقط يه دختر بود قبل از اينکه از تالار يه صورت برداره.

  • ترجمه های کمتر

    • رو
    • روی
    • جلو
    • ظاهر
    • قدرت
    • وجه (هندسه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cara"

عباراتی شبیه به "cara" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه