ترجمه "crema" به فارسی
کرم, کاستارد بهترین ترجمه های "crema" به فارسی هستند.
crema
verb
-
کرم
noun Noun;Adjectivecolor
És una crema d'estrògens realment forta.
اين يه کرم خيلي قوي استروژنه.
-
کاستارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crema" با ترجمه به فارسی
-
کف ریشتراشی
-
زبایونه
-
آتشسوزی · سوختن · سوختگی
-
برافروختن
-
شکلات گستردنی
-
آتشسوزی مصنوعی کنترل شده
-
بو داده · سوخته
-
sukhtan · با آتش سوختن · برافروختن · خاکستر کردن · سوختن · سوزاندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن