ترجمه "cremat" به فارسی

بو داده, سوخته بهترین ترجمه های "cremat" به فارسی هستند.

cremat verb
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بو داده

    adjective
  • سوخته

    adjective

    Si he de tenir justícia, el meu cos cremat hauria de penjar damunt les portes de Winterfell.

    اگر عدالت در مورد برقرار می شد باید جسد سوخته م بالای دروازه های وینترفل آویزون می بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cremat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cremat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cremat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه