ترجمه "criada" به فارسی

خدمتگزار, دختر, مستخدمه بهترین ترجمه های "criada" به فارسی هستند.

criada noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • خدمتگزار

    noun
  • دختر

    noun

    Així que la va criar com un nen.

    او تصمیم گرفت که این دختر را، مثل یک پسر بار بیاورد.

  • مستخدمه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " criada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "criada" با ترجمه به فارسی

  • تکثیر کردن · پروردن
  • جانشین · جایگیر · عوض
  • اولاد · زادو ولد · فرزند
اضافه کردن

ترجمه های "criada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه