ترجمه "deu" به فارسی
ده, دَه, dah بهترین ترجمه های "deu" به فارسی هستند.
deu
noun
numeral
verb
masculine
دستور زبان
-
ده
Cardinal numberAconsegueix que les dones plantin i reguin nous arbres, gota a gota.
او زنان را وادار کرد که درختان جدید بکارند و به آنها آب بدهند، قطره به قطره.
-
دَه
Com que has sigut fidel en una cosa tan petita, governaràs deu ciutats”.
چون در امری کوچک امین بودی، پس بر دَه شهر حکمرانی کن.›
-
dah
-
ترجمه های کمتر
- ۱۰
- اصل وسرچشمه
- بیرون ریزی
- سرچشمه
- منبع خبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deu" با ترجمه به فارسی
-
ممانعت از اجرای داده
-
اشیاه داده ای همکاری
-
ده فرمان
-
از ابتدا
-
نوار داده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن