ترجمه "discapacitat" به فارسی
معلول, از کارافتادگی, عاجز بهترین ترجمه های "discapacitat" به فارسی هستند.
discapacitat
-
معلول
adjectiveun noi amb una discapacitat severa, que va morir degut a una negligència d'un cuidador.
کودکی به شدت معلول که به علت غفلت پرستار درگذشت.
-
از کارافتادگی
noun -
عاجز
adjective
-
ترجمه های کمتر
- عجز
- عدم قابلیت
- مانع
- ناتوان
- ناتوانی
- نقص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discapacitat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن