ترجمه "dita" به فارسی
ضربالمثل, مثل, اره بهترین ترجمه های "dita" به فارسی هستند.
dita
noun
feminine
دستور زبان
-
ضربالمثل
nounAQUESTA dita popular força coneguda entre els pobles de l’Àfrica oriental reflecteix, sens dubte, el punt de vista de molta gent arreu del món.
این ضربالمثل در میان مردم شرق آفریقا معروف است و بیشک بسیاری از مردم در سراسر دنیا نیز چنین احساسی دارند.
-
مثل
nounPerò m'agradaria acabar dient que el so es mou en totes direccions, i el mateix fan les idees.
اجازه دهید با گفتن اینکه ایدهها هم مثل صدا در تمامی جهات حرکت میکنند، بحث رو تموم کنم.
-
اره
noun
-
ترجمه های کمتر
- دید
- سخن
- ضرب المثل
- عبرت
- مثال
- گفتار حکیمانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dita" با ترجمه به فارسی
-
دیکدیک
-
ماهیچه نزدیککننده شست پا
-
سرانگشت · نوک انگشت
-
گفته شدن
-
تلیله ساندرلینگ
-
عضله خمکننده بلند انگشتان
-
تلیله سفید
-
انگشت · انگشت دست · انگشد · رقم · عدد · کذایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن