ترجمه "dit" به فارسی
انگشت, انگشت دست, انگشد بهترین ترجمه های "dit" به فارسی هستند.
dit
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
انگشت
nounEl sistema segueix els quatre dits més importants.
اين سيستم چهار انگشت اصلي را رديابي مي كند.
-
انگشت دست
Segons el que Daniel diu al rei, per què Déu ha fet que una mà escrigui a la paret?
۴. همان طور که دانیال به پادشاه میگوید، به چه دلیلی خدا انگشتان دست انسانی را برای نوشتن روی دیوار میفرستد؟
-
انگشد
noun
-
ترجمه های کمتر
- رقم
- عدد
- کذایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dit"
عباراتی شبیه به "dit" با ترجمه به فارسی
-
دیکدیک
-
ماهیچه نزدیککننده شست پا
-
سرانگشت · نوک انگشت
-
گفته شدن
-
تلیله ساندرلینگ
-
عضله خمکننده بلند انگشتان
-
تلیله سفید
-
Dir · goftan · اظهار داشتن · بکار پرداختن · تاسیس کردن · تشکیل دادن · توضیح دادن · نمایاندن · نمودن · کاندید کردن · گفتن · گُفتَن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن