ترجمه "dir" به فارسی
گفتن, goftan, نمایاندن بهترین ترجمه های "dir" به فارسی هستند.
dir
verb
دستور زبان
-
گفتن
verbEm van dir que no se li permetia entrar en el Septe.
بهم گفتن که اجازه نداره تو معبد باشه.
-
goftan
-
نمایاندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- نمودن
- Dir
- اظهار داشتن
- بکار پرداختن
- تاسیس کردن
- تشکیل دادن
- توضیح دادن
- کاندید کردن
- گُفتَن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dir" با ترجمه به فارسی
-
دیکدیک
-
ماهیچه نزدیککننده شست پا
-
سرانگشت · نوک انگشت
-
گفته شدن
-
تلیله ساندرلینگ
-
عضله خمکننده بلند انگشتان
-
تلیله سفید
-
انگشت · انگشت دست · انگشد · رقم · عدد · کذایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن