ترجمه "dur" به فارسی
صلب, مقاوم, پایدار بهترین ترجمه های "dur" به فارسی هستند.
dur
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Que provoca molt patiment físic o moral. [..]
-
صلب
adjective -
مقاوم
adjectiveDe la mateixa manera, el matrimoni està dissenyat perquè duri.
پیوند ازدواج نیز باید به همین شکل مقاوم باشد.
-
پایدار
adjectiveDe qui seria el Regne que duraria per sempre?
یَهُوَه به چه کسی گفت که پادشاهیاش تا ابد پایدار خواهد ماند؟
-
ترجمه های کمتر
- seft
- بردن
- دل سخت
- سفت
- سنگدل
- صعب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dur" با ترجمه به فارسی
-
بقا · دیرند · سختی · طول · طی · مدت
-
جغد · دوک
-
درایو دیسک سخت
-
دوک · شاهبوف
-
جغد برفی
-
شلیل
-
به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
-
شاهبوف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن