ترجمه "durada" به فارسی
مدت, بقا, دیرند بهترین ترجمه های "durada" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Però la seva pintura durant molt de temps va tenir un caire fractal. ↔ اما نقاشی او برای مدت طولانی یک جنبه فراکتالی داشت.
durada
-
مدت
nounPerò la seva pintura durant molt de temps va tenir un caire fractal.
اما نقاشی او برای مدت طولانی یک جنبه فراکتالی داشت.
-
بقا
noun -
دیرند
-
ترجمه های کمتر
- سختی
- طول
- طی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " durada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "durada" با ترجمه به فارسی
-
seft · بردن · دل سخت · سفت · سنگدل · صعب · صلب · مقاوم · پایدار
-
درایو دیسک سخت
-
به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
-
علمی-تخیلی سخت
-
سختچوب
-
بیمه بلند مدت
-
هاردکور
-
دیسک سخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "durada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Buscar asteroides és com un gran projecte d'obres públiques, però en lloc de construir una carretera, tracem l'espai exterior construint un archiu que durarà per generacions.
من به جستجوی این سیارک ها، به عنوان یک پروژه کارعمومی عظیم نگاه میکنم، اما عوض ساختن بزرگراهها، ما نقشه فضا را کامل میکنیم، آرشیوی میسازیم که برای نسلها باقی بماند.
El matrimoni va durar fins a la defunció d'ell.
این ازدواج تا زمان مرگ وی ادامه یافت.
La vostra carn... és maleïdament dura.
گوشتِ تو... خيلي سفته.
En tornar de l'escola la meva filla em va dir que li havien preguntat que què m'havia passat durant l'estiu.
دخترم از مدرسه اومد و گفت "مامان، خیلیها از من پرسیدن تابستون برای تو چه اتفاقی افتاده."
8 Ezequies va convidar tot Judà i Israel a fer una gran celebració de la Pasqua, i seguidament van celebrar la festa de les coques no fermentades, que durava set dies.
۸ حِزْقیّا تمام یهودا و اسرائیل را دعوت کرد تا فِصَح را برگزار کنند و در ادامهٔ آن، هفت روز عید فطیر گیرند.