ترجمه "embolic" به فارسی

ترشی, تله, سرکه بهترین ترجمه های "embolic" به فارسی هستند.

embolic noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • ترشی

    noun
  • تله

    noun
  • سرکه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مسئله غامض
    • هذیان
    • وضعیت دشوار
    • پیچ وخم
    • گره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embolic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "embolic" با ترجمه به فارسی

  • بار سفربستن · بستن · بستهبندی کردن · خوشه کردن · سرمست کردن · عمل آمدن · متمسک شدن · مست کردن · مغشوش کردن · پایه زدن · پیختن · پیچیدن · گره زدن
اضافه کردن

ترجمه های "embolic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه