ترجمه "embolicar" به فارسی

بار سفربستن, بستن, بستهبندی کردن بهترین ترجمه های "embolicar" به فارسی هستند.

embolicar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بار سفربستن

    verb
  • بستن

    verb
  • بستهبندی کردن

    Vam poder entregar publicacions, embolicades com si fossin regals, als nostres germans de Barcelona.

    در آنجا نشریات را که مانند هدیه بستهبندی کرده بودیم به برادران در بارسلونا رساندیم.

  • ترجمه های کمتر

    • خوشه کردن
    • سرمست کردن
    • عمل آمدن
    • متمسک شدن
    • مست کردن
    • مغشوش کردن
    • پایه زدن
    • پیختن
    • پیچیدن
    • گره زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embolicar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "embolicar" با ترجمه به فارسی

  • ترشی · تله · سرکه · مسئله غامض · هذیان · وضعیت دشوار · پیچ وخم · گره
اضافه کردن

ترجمه های "embolicar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه