ترجمه "encendre" به فارسی
روشن کردن, افروختن, آتش زدن بهترین ترجمه های "encendre" به فارسی هستند.
encendre
verb
دستور زبان
-
روشن کردن
verbCada nit que eres al mar, encenia una espelma i pregava per tu.
، هر شب که تو دريا بودي يه شمع برات روشن ميکردم و دعا ميکردم
-
افروختن
verb -
آتش زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- برافروختن
- سوزاندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encendre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "encendre" با ترجمه به فارسی
-
چوب سفید
-
عود · پس · کندر
-
سامانه جرقهزنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن