ترجمه "encens" به فارسی
عود, پس, کندر بهترین ترجمه های "encens" به فارسی هستند.
encens
verb
-
عود
noun -
پس
nounSi la deixem encesa una setmana haurà complert 20.000 anys de feina intel·lectual a nivell humà, setmana rere setmana rere setmana.
پس یک هفتهای که از راهاندازیش بگذرد، هر هفتهای که سپری بگذرد عملکردی برابر ۲۰٫۰۰۰ سال کار اندیشمدانه در سطح بشر خواهد داشت.
-
کندر
nounQue porten regals, porten or, encens i mirra.
با هدايایی در دست آنها طلا، کندر، و مر می آورند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encens " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "encens" با ترجمه به فارسی
-
چوب سفید
-
سامانه جرقهزنی
-
آتش زدن · افروختن · برافروختن · روشن کردن · سوزاندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن