ترجمه "enemic" به فارسی
دشمن, خصم, دشمنی بهترین ترجمه های "enemic" به فارسی هستند.
enemic
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
دشمن
nounPerò els enemics ben aviat van parar l’obra.
خیلی زود دشمنان کار آنها را متوقف کردند.
-
خصم
noun -
دشمنی
nounSegons aquesta creença, els esperits dels morts poden ser amics poderosos o enemics terribles.
در غیر این صورت روح متوفیٰ ممکن است سر دشمنی با زندگان بگذارد.
-
ترجمه های کمتر
- ضد
- عدو
- منافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enemic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enemic" با ترجمه به فارسی
-
غول آخر · غولآخر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن