ترجمه "energia" به فارسی

انرژی, حال, زور بهترین ترجمه های "energia" به فارسی هستند.

energia noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • انرژی

    noun

    capacitat d'un sistema físic per a produir un treball

    Els electrons desapareixen en una espècie de núvol, i només hi queda energia.

    الکترونها به شکلی مهآلود ناپدید میشوند٬ و فقط انرژی در آنجا موجود است.

  • حال

    noun

    Potser penses que cuidar el teu fill et deixa sense energies.

    ممکن است احساس کنید که مراقبت از فرزند بیمارتان دیگر حال و توان شما را بُرده است.

  • زور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قدرت
    • نیرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " energia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Energia

Energia (coet)

+ اضافه کردن

"Energia" در فرهنگ لغت کاتالان - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Energia در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "energia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "energia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه