ترجمه "entrar" به فارسی

ورود, درآمدن, وارد شدن بهترین ترجمه های "entrar" به فارسی هستند.

entrar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • ورود

    noun

    Va ser el seu bitllet per entrar als serveis de seguretat del nou règim.

    اين کار بليطش براي ورود به سيستم مخفي رژيم بود.

  • درآمدن

    Verb
  • وارد شدن

    verb

    En Brody té una habilitat especial per entrar en llocs inaccessibles.

    برودي توي وارد شدن به شرايط سخت و دشوار عادت داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entrar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "entrar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "entrar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه