ترجمه "entre" به فارسی
اندر, بین, میان بهترین ترجمه های "entre" به فارسی هستند.
entre
adposition
-
اندر
adposition -
بین
adposition verb nounPerò inclús entre les tres categories, hi ha un abisme massa gran.
اما حتی بین اون سه گروه اول هم خیلی شکاف بزرگی هست.
-
میان
noun adpositionTrobaràs aquest tipus de persones entre els testimonis de Jehovà.
چنین دوستانی را در میان شاهدان یَهُوَه پیدا خواهید کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entre" با ترجمه به فارسی
-
ورودي كنترل دسترسي
-
جدایی دین از سیاست
-
اطاق انتظار · جای در · حق دخول · حق ورود · دالان · دالان سرپوشیده · درونداد · دهلیز · راهرو · سالن انتظار · مدخل · هشتی · ورودی · پیش قسط · کفش کن
-
واماندگی
-
رابطه علم و دین
-
نسبت جنسیتی
-
نسبت جرم پروتون به الکترون
-
درآمدن · وارد شدن · ورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن