ترجمه "espatlla" به فارسی
شانه, کتف, جانم بهترین ترجمه های "espatlla" به فارسی هستند.
espatlla
noun
feminine
دستور زبان
-
شانه
nounNo he dit "Mouré la meva espatlla cap amunt, mouré el meu cos".
حرکت شانه ام به این طرف و بدنم به آن طرف ارادی نبود.
-
کتف
noun -
جانم
noun
-
ترجمه های کمتر
- دوش
- کول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " espatlla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "espatlla"
عباراتی شبیه به "espatlla" با ترجمه به فارسی
-
متزلزل · مخروبه
-
اشتباه کردن · افترا زدن · بدتر کردن · بدنام کردن · خراب کردن · خسارت واردکردن · زیان رساندن · مرتکب خطا شدن · واگذاردن
-
بدتر کردن · خراب کردن · واگذاردن
-
بدانجام دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن