ترجمه "espatllat" به فارسی
متزلزل, مخروبه بهترین ترجمه های "espatllat" به فارسی هستند.
espatllat
-
متزلزل
adjective -
مخروبه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " espatllat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "espatllat" با ترجمه به فارسی
-
جانم · دوش · شانه · کتف · کول
-
اشتباه کردن · افترا زدن · بدتر کردن · بدنام کردن · خراب کردن · خسارت واردکردن · زیان رساندن · مرتکب خطا شدن · واگذاردن
-
بدتر کردن · خراب کردن · واگذاردن
-
بدانجام دادن
-
جانم · دوش · شانه · کتف · کول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن