ترجمه "estret" به فارسی
تنگ, تنگه, ناراحت بهترین ترجمه های "estret" به فارسی هستند.
estret
adjective
masculine
دستور زبان
-
تنگ
adjectiveAls receptacles se’ls deia trompetes perquè tenien la boca estreta i la base ampla.
این صندوقها را شیپور میخواندند، زیرا شکلی شیپورمانند داشت، صندوقهایی پهن با دهانهٔ تنگ.
-
تنگه
nounEs troba a l'altra banda d'una estreta franja d'aigua.
اونور تنگه ی آب قرار داره
-
ناراحت
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estret " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "estret" با ترجمه به فارسی
-
تنگه کوک
-
تنگه هرمز
-
تنگ
-
تنگه کرچ
-
تنگه برینگ
-
تنگه باس
-
هواپیمای نازکپیکر
-
تنگ کردن · جمع شدن · فرو بردن · فشردن · پرکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن