ترجمه "fera" به فارسی
جانور, حیوان, غول بهترین ترجمه های "fera" به فارسی هستند.
fera
noun
feminine
دستور زبان
-
جانور
noun -
حیوان
nounHavien de vessar la sang a terra. Al fer-ho, era com si tornessin a Déu la vida de l’animal.
خون حیوان میبایست به زمین ریخته میشد تا به مفهوم سمبولیک، جان حیوان به جانآفرین بازگردد.
-
غول
noun"No és bon dia per a fer plans.
"روز خوبی برای برنامه ریزی نیست، یک غول قرمز شما را قورت خواهد داد."
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fera" با ترجمه به فارسی
-
شاخه زدن · مختصر نمودن · ناقص کردن · کوتاه کردن
-
زغال · مستخدمه · کلفت
-
سهل · نسیم
-
بدار زدن
-
فا · قبل · پیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن