ترجمه "ferida" به فارسی
آسیب, اسید, زخم بهترین ترجمه های "ferida" به فارسی هستند.
ferida
noun
feminine
دستور زبان
-
آسیب
nounSé a qui la Mary va fer mal i matar.
من می دونم " ماری " به چه کسایی آسیب رسونده و کیا رو کشته.
-
اسید
noun -
زخم
nounVa veure que el gos tenia una ferida enorme a la cama.
دید که این سگ یک زخم بزرگی روی پاش دارد.
-
ترجمه های کمتر
- جراحت
- خسارت
- زیان
- صدمه
- ضرر
- غبن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ferida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ferida" با ترجمه به فارسی
-
شاخه زدن · مختصر نمودن · ناقص کردن · کوتاه کردن
-
زغال · مستخدمه · کلفت
-
سهل · نسیم
-
شدن
-
بدار زدن
-
اشتباه کردن · مرتکب خطا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن