ترجمه "feta" به فارسی
كَرد, عمل, فتح نمایان بهترین ترجمه های "feta" به فارسی هستند.
feta
noun
feminine
دستور زبان
-
كَرد
-
عمل
nounTot i això, es va penedir de debò del que havia fet i Déu el va perdonar.
اما او از عمل خود پشیمان شد و خدا او را بخشید.
-
فتح نمایان
noun -
کار برجسته
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "feta" با ترجمه به فارسی
-
شاخه زدن · مختصر نمودن · ناقص کردن · کوتاه کردن
-
زغال · مستخدمه · کلفت
-
سهل · نسیم
-
بدار زدن
-
فا · قبل · پیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن