ترجمه "fetge" به فارسی
جگر, کبد بهترین ترجمه های "fetge" به فارسی هستند.
fetge
noun
masculine
دستور زبان
-
جگر
nounBen & Jerry's no té un gelat de fetge i ceba.
فروشگاههای بن و جری بستنی با طعم جگر و پیاز نمی فروشند،
-
کبد
nounاز غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد
El fetge i els òrgans interns triguen una mica més. La columna triga uns quants anys.
کبد و اندام داخلی تقریبا زمان بیشتری میگیرند. ستون فقرات چند سال وقت میگیره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fetge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fetge"
عباراتی شبیه به "fetge" با ترجمه به فارسی
-
روغن جگر ماهی
-
سرطان کبد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن