ترجمه "fi" به فارسی
انتها, فی, آخر بهترین ترجمه های "fi" به فارسی هستند.
fi
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
انتها
nounPerò hem de ser fidels fins a la fi per compartir aquesta gloriosa victòria.
برای آن که در این پیروزی پرشکوه سهیم باشیم، میباید تا به انتها وفادار بمانیم.
-
فی
noun -
آخر
nounNingú va esmentar mai ho avorrit que seria la fi del món.
هيچکس نگفته بود آخر زمان ممکنه چقدر کسل کننده باشه.
-
ترجمه های کمتر
- با ادب
- با نزاکت
- برنده
- تیزبین
- قاطع
- لاغر
- متمدن
- نازک
- نافذ
- پایان
- کرکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fi" با ترجمه به فارسی
-
حتی
-
ثابت ساختار ریز
-
خدا حافظ · فرعی
-
خدا حافظ · فرعی
-
تا
-
بافت · بافته · نسج
-
خدا حافظ
-
تضمین نامه · ضمانتنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن