ترجمه "fins" به فارسی
تا ترجمه "fins" به فارسی است.
fins
adjective
noun
adposition
دستور زبان
-
تا
nounEls sacerdots que porten l’arca del pacte caminen fins al bell mig del riu, que ara està sec.
کاهِنان که صندوق عهد را حمل میکنند، درست تا وسط رود خشک میروند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fins " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fins" با ترجمه به فارسی
-
آخر · انتها · با ادب · با نزاکت · برنده · تیزبین · فی · قاطع · لاغر · متمدن · نازک · نافذ · پایان · کرکننده
-
حتی
-
ثابت ساختار ریز
-
خدا حافظ · فرعی
-
خدا حافظ · فرعی
-
بافت · بافته · نسج
-
خدا حافظ
-
تضمین نامه · ضمانتنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن