ترجمه "fre" به فارسی
ترمز, اجبار, افسار بهترین ترجمه های "fre" به فارسی هستند.
fre
noun
masculine
دستور زبان
-
ترمز
nounSé que va fer malvé els frens del meu cotxe.
ميدونم که ترمز ماشينم رو دستکاري کردي.
-
اجبار
noun -
افسار
noun
-
ترجمه های کمتر
- امتناع
- بازدارنده
- عنان
- قید
- مانع شونده
- منع کننده
- پاگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fre" با ترجمه به فارسی
-
دوره زماني گير انداختن
-
اورژانس
-
گير انداختن
-
اورژانس
-
دیسک ترمز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن