ترجمه "fugida" به فارسی
فرار, فرار از زندان, گریز بهترین ترجمه های "fugida" به فارسی هستند.
fugida
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
فرار
nounI no he vist mai que intentessis fugir.
هرگز ندیدم که سعی به فرار کردن کنی.
-
فرار از زندان
noun -
گریز
nounel pànic i les reaccions de lluitar o fugir.
که همگی جز یا پاسخهای جنگ و گریز هستن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fugida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fugida" با ترجمه به فارسی
-
فرار مغزها
-
گریز گسسته
-
تراوش · نشت · چکه
-
فرار کردن · گریختن · گم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن