ترجمه "fugir" به فارسی
فرار کردن, گریختن, گم شدن بهترین ترجمه های "fugir" به فارسی هستند.
fugir
verb
دستور زبان
-
فرار کردن
verbI no he vist mai que intentessis fugir.
هرگز ندیدم که سعی به فرار کردن کنی.
-
گریختن
verbLa visita dels astròlegs; la família fuig a Egipte; Herodes fa matar els nens; la família torna d’Egipte i s’estableix a Natzaret
دیدار طالعبینان؛ گریختن خانواده به مصر؛کشتار پسران خردسال به دست هیرودیس؛ بازگشت خانواده از مصر و سکونت در ناصره
-
گم شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fugir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fugir" با ترجمه به فارسی
-
فرار مغزها
-
گریز گسسته
-
فرار · فرار از زندان · گریز
-
تراوش · نشت · چکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن