ترجمه "garantia" به فارسی
ضمانت, تضمین, تعهد بهترین ترجمه های "garantia" به فارسی هستند.
garantia
verb
-
ضمانت
nounPotser pensis que el fet que Ell doni la seva paraula ja és prou garantia.
آیا گفتهٔ او ضمانت کافی برای وعدههایش نیست؟
-
تضمین
nounM'agradaria que un dels teus homes es quedés aquí com a garantia.
مایلم یکی از آدمات به عنوان یه جور تضمین اینجا بمونه.
-
تعهد
noun
-
ترجمه های کمتر
- درگروگان
- وثیقه
- گارانتی
- گرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garantia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "garantia" با ترجمه به فارسی
-
تضمین کردن · حتمی کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن · گواهی کردن
-
تضمین نامه · ضمانتنامه
-
تضمین نامه · ضمانتنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن