ترجمه "gel" به فارسی
یخ, yakh, ژل بهترین ترجمه های "gel" به فارسی هستند.
gel
noun
masculine
دستور زبان
-
یخ
nounAquest óssos mostren signes d'estrés per la desaparició del gel.
این خرس ها نشانه های اضطراب ناشی از ناپدید شدن یخ ها را نشان می دهند.
-
yakh
-
ژل
És alguna mena de gel taronja!
يه جور ژل نارنجيه
-
هسر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gel"
عباراتی شبیه به "gel" با ترجمه به فارسی
-
بازیکن هاکی روی یخ
-
تیم هاکی روی یخ
-
اسکیتباز نمایشی
-
اسکیت روی یخ
-
یختاق
-
شراب یخی
-
سخت کردن
-
باران منجمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن