ترجمه "gelat" به فارسی
بستنی, فسرده, یخزده بهترین ترجمه های "gelat" به فارسی هستند.
gelat
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
بستنی
nounpostres gelades elaborades amb sucre i productes lactis combinats amb essències i sabors
Em vaig anar familiaritzant amb els gustos dels meus clients i em vaig fer un expert fent gelats.
فهمیدم که مشتریانم چه نوع بستنیای دوست دارند و در درست کردن بستنی مهارت بیشتری یافتم.
-
فسرده
-
یخزده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gelat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gelat"
عباراتی شبیه به "gelat" با ترجمه به فارسی
-
بازیکن هاکی روی یخ
-
تیم هاکی روی یخ
-
اسکیتباز نمایشی
-
اسکیت روی یخ
-
یختاق
-
شراب یخی
-
سخت کردن
-
باران منجمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن