ترجمه "habitant" به فارسی

ahāli, ğam'ijjat, ساکن بهترین ترجمه های "habitant" به فارسی هستند.

habitant noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • ahāli

  • ğam'ijjat

  • ساکن

    noun

    Al contrari, s’està referint a esdeveniments que vindran «sobre tots els habitants de la terra».

    خیر، او به رویدادهایی اشاره میکرد که «در سراسر زمین و بر تمامی ساکنان آن» تأثیر میگذاشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " habitant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "habitant" با ترجمه به فارسی

  • ساکن شدن · مسکون کردن
اضافه کردن

ترجمه های "habitant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه