ترجمه "lligar" به فارسی
gereh zadan, بستن, پیوستن بهترین ترجمه های "lligar" به فارسی هستند.
lligar
verb
دستور زبان
-
gereh zadan
-
بستن
verbEt van haver de lligar al pal perquè no saltessis per la borda.
تو رو به دکل بستن تا نذارن خودتو پرت کنی تو آب.
-
پیوستن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lligar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lligar" با ترجمه به فارسی
-
حالت ثابت
-
اتحادیه کمونیستهای یوگسلاوی
-
کمند
-
آلیاژ · لیگ ورزشی · مذاکره · مشاوره
-
لیگ فوتبال
-
پیمان هانسیتیک
-
کمند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن