ترجمه "membrana" به فارسی
غشا, غشاء, شامه بهترین ترجمه های "membrana" به فارسی هستند.
membrana
noun
feminine
دستور زبان
-
غشا
nounA Noruega, fins i tot es diu ''la membrana verge''.
به نروژی، حتی «غشا بکارت » نام دارد.
-
غشاء
Podeu veure aquestes làmines, així com la membrana adaptable.
شما صفحات و غشاء های سازگار را مشاهده می کنید.
-
شامه
noun
-
ترجمه های کمتر
- پوسته
- پوشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " membrana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "membrana" با ترجمه به فارسی
-
پروتئین غشائی درونی
-
غشاء مخاطی
-
غشای پایه
-
پروتئین ترابری غشاء
-
پتانسیل غشاء
-
غشاء نیمهتراوا
-
پروتئین غشائی
-
غشای یاخته · پوسته یاخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن