ترجمه "menjada" به فارسی
خوراک ترجمه "menjada" به فارسی است.
menjada
-
خوراک
nounTambé va fer que s’amaguessin diners als seus sacs de menjar.
وقتی برادرانش را به خانهشان راهی میکرد، دستور داد تا پولی را در خورجینهای خوراک آنان پنهان کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menjada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menjada" با ترجمه به فارسی
-
خوراک فضانوردان
-
غذای سریع
-
موقع صرف غذا
-
غذای فوری
-
غذای خیابانی
-
هله هوله
-
khordæn · تغذیه · خواربار · خوراک · خوردن · رزق · طعام · غذا · قوت · قوت لایموت · ماده غذایی · معاش · گُشنمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن