ترجمه "menjar" به فارسی
خوردن, غذا, khordæn بهترین ترجمه های "menjar" به فارسی هستند.
menjar
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
خوردن
verbAl menjar del fruit, van desobeir deliberadament un manament senzill i raonable.
آدم و حوّا با خوردن از آن میوه عمداً قانونی ساده و معقول را زیر پا گذاشتند.
-
غذا
nounFa que els seus servents els omplin de menjar tots els sacs.
او به خادمانش میگوید، کیسههای آنها را از غذا پر کنند.
-
khordæn
-
ترجمه های کمتر
- تغذیه
- خواربار
- خوراک
- رزق
- طعام
- قوت
- قوت لایموت
- ماده غذایی
- معاش
- گُشنمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menjar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "menjar"
عباراتی شبیه به "menjar" با ترجمه به فارسی
-
خوراک فضانوردان
-
غذای سریع
-
موقع صرف غذا
-
غذای فوری
-
غذای خیابانی
-
هله هوله
-
خوراک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن