ترجمه "moneda" به فارسی
سکه, پول, یکای پول بهترین ترجمه های "moneda" به فارسی هستند.
moneda
noun
feminine
دستور زبان
-
سکه
nounpeça feta d'un material resistent utilitzada com a mesura comuna per al valor material de les coses
Hi ha, però, l'altra cara de la moneda: l'anunci va enfurir els partidaris de Mursi.
در آن روی سکه، این اعلان، خشم طرفداران مرسی را برانگیخته است.
-
پول
nounHo pagues tot en segells. Eixos són la moneda.
شما پول همه چیز را با ژتون می دهید. این ژتون ها پول رایج در زندان هستند.
-
یکای پول
-
واحد پول
si aquesta fos realment la seva moneda, si la fessin servir veritablement com a diner?
اگر این واقعا واحد پول آنها باشه، اگر واقعا از آن به عنوان پول استفاده کنند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moneda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moneda" با ترجمه به فارسی
-
پول قانونی
-
ارز رمزنگاری شده
-
پول تقلبی
-
پول کاغذی
-
زر · طلا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن