ترجمه "moribund" به فارسی

روبه مرگ ترجمه "moribund" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Vaig oferir aigua a un esclau moribund al Passeig del Càstig. ↔ به يکي از اون هايي که تو جاده ی مجازات در حال مردن بود ، آب دادم.

moribund
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • روبه مرگ

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moribund " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "moribund" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Vaig oferir aigua a un esclau moribund al Passeig del Càstig.
به يکي از اون هايي که تو جاده ی مجازات در حال مردن بود ، آب دادم.
Cuidant-se d'aquells 31 moribunds hi havia dones joves de pobles a l'entorn de Bangalore.
کسانی که ازاین سی و یک نفر پرستاری میکردند زنهای جوانی بودند از روستاهای اطراف بنگلور.
Vaig comprendre amb molta certesa per la pròpia experiència de tota una vida treballant amb moribunds i formant cuidadors, que una implicació en el desenllaç distorsionaria profundament la meva capacitat d'ésser present per complet al daltabaix.
و من بطور واضح متوجه شدم که با آوردن تجربیات زندگي خودم، با کار کردن با افرادی که در حال مرگ بودند و آموزش دادن پرستاران، هر نوع وابستگي به نتیجه میتواند بشدت ظرفیت حضور داشتن کاملم را به فاجعه تحریف کند.
I va consolar un delinqüent moribund amb l’esperança de viure al paradís (Lluc 23:43, Nou Testament dels Monjos de Montserrat, nota).
(لوقا ۲۳:۴۳) قطعاً عیسی با صحبت در خصوص سخاوت و بزرگواری یَهُوَه، رشتهٔ محبت به پدرش را استوارتر میساخت.
He treballat amb moribunds durant 40 anys.
بیش از ۴۰ سال میشود که من با افرادی که در حال مرگند کار میکنم.