ترجمه "nord" به فارسی
شمال ترجمه "nord" به فارسی است.
nord
noun
masculine
دستور زبان
-
شمال
nounun dels quatre punts cardinals
Tot va començar a la zona on jo vivia, situada al nord del país.
پخش خبر خوش در این کشور از منطقهٔ شمال قرقیزستان یعنی جایی که ما زندگی میکردیم شروع شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nord"
عباراتی شبیه به "nord" با ترجمه به فارسی
-
استان شمال
-
آمریکای شمالی
-
ایرلند شمالی
-
ایرلند شمالی
-
شمال شرقی
-
کشیم کلارک
-
شمالی
-
جغد راهراه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن