ترجمه "norma" به فارسی

قانون, تجویز شده, قاعده بهترین ترجمه های "norma" به فارسی هستند.

norma noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • قانون

    noun

    Tot i així, la seva força i velocitat encara es basen en un món construït amb normes.

    با اين حال قدرت و سرعتشون هنوز براساس قوانين اون دنيا است.

  • تجویز شده

    noun
  • قاعده

    noun

    I aquesta era la norma del Henry, va dir: "Mira, tothom està disposat a donar-te alguna cosa.

    و این قاعده هنری بود او گفت، "ببینید هر کسی میخواد چیزی به تو بده.

  • ترجمه های کمتر

    • ماخذ قانونی
    • معدل
    • مقرر شده
    • نرم
    • هنجار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " norma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "norma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "norma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه